انتظار

ان زمان که افتاب روز ارامش شب را در هم ميشکند در مه صبحگاهی

بال بگشا و روزی نو را فراخوان.اگاهی تازه ای از بودن دست جهان

را در دستهايت بفشار و گل لبخند را به لبانت بنشان.

چه با شکوه است زنده بودن و از عشق گفتن و به انتظارت نشستن....

(عيد همه ی شما دوستای خوبم مبارک)

  
نویسنده : نازبانو ; ساعت ٢:٠٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٠ مهر ،۱۳۸٢