بهترين من

صبحگاه است , چشمانم را به سوی روشنايی عشق باز کردم .دستانم
پر از نر گس زرد و چشمانم پر از تلو لو عشق و نگاهم سوی جاودانگی
بهار است.
دستانت را به وسعت عشق باز کردی و دستانم را به نشانه ی تاييد
اين عشق به سويت دراز کردم...
نگاهت را به نشانه ی با هم بودن به من تقديم کردی و چشمانم را به نشانه ی
تاييد با هم بودن ارام بستم..
من تو را به پاکی و صداقت افتاب و به نشانه ی روانی باران و لطافت شبنم و به تقليد از شاعر
عشق << بهترين بهترين من >> ناميدم.
[خوب خوب نازنين من !
نام تو هميشه مرا مست ميکند
بهتر از شراب
بهتر از تمام شعر های ناب
نام تو اگر چه بهترين سرود زندگيست
من تو را به خلوت خدايی خيال خود
بهترين بهترين من خطاب می کنم.
(بهترين بهترين من ) ]
  
نویسنده : نازبانو ; ساعت ٦:٢۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٩ اردیبهشت ،۱۳۸٢